دوباره پرشین بلاگ...

چند تایی رباعی...

 

در جنگل ببر ها من آهو بودم

خنجر ها را همیشه پهلو بودم

هر پنجره دیوار شد از بخت بدم

نفرین شده ی کدام جادو بودم؟

 

آدم هایی بدون رویا ،تنها

بی پنجره بی شوق تماشا تنها

آدم هایی چقدر غمگین هستیم

آدم هایی چقدر تنها   تنها

 

بی پنجره ام پرم فقط از دیوار

دلتنگم و سیگار فقط باسیگار....

بدجور هوا ریخته امروز به هم

اعصاب ندارد آسمان هم انگار...

 

خسته بودم، کوهکنی در من بود

دلخسته تر از خودم منی در من بود

بر دفتر شعر های خود خوابم برد

تا صبح صدای شیونی در من بود

 

من بی تو چه بود یک من سرگشته

آیینه ی از آه مکدر گشته

آغوش تو میکند فقط آرامم

این رود به خانه ی خودش برگشته...

/ 21 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

برای بی قراری هایم آغوش تو نیز بی قرار است؛ آرامم کن که آغوش تو می کند آرامم ... خوشحال میشوم به من هم سری بزنید شاد باشید

محمدرضا اکبری

سلام تار نمای من با سه رباعی بروز و منتظر نظرات شما سپاس فراوان

حجت یحیوی

سلام وارادت ازخوانش رباعیهات لذت بردم مثل غزلهات عاطفی وزیبان درودفراوان برشما سید بزرگوار

حجت یحیوی

سلام وارادت ازخوانش رباعیهات لذت بردم مثل غزلهات عاطفی وزیبان درودفراوان برشما سید بزرگوار

سید علیرضارئیسی گرگانی

سلام و عرض ادب دارم و احترام محضر شما بزرگوار و نیک اندیش جناب آقای عزیزی به روزم خوشحال میشوم حضور سبز شما را با نقد سازنده داشته باشم ********* ناله ی درخت را در زیر پایت از خش خش برگ هایش فهمیدم ********* http://kashkoolraeesi.mihanblog.com ارادتمند رئیسی گرگانی

محمد

سلام استاد خسته نباشين ببخشين استاد ميشه به وبلاگم سربزنين ونظرتون رو راجبه شعرهام بگين ممنون ميشم http://pournafisi.blog.ir/post/31#comments http://qpost.blog.ir/?page=2

رسول رضایی

سلام طرحی تازه مرا به روز کرد دعوتی به تنهایی پرهیاهو عزیز دل[گل]

فاطمه جهانبازنژاد

در قلب سوره ي آب يا / سين را سر مي‌برم يا شين آخر نامت را . من كه ضامن اوقاتِ تلخي باران نيستم من تنها نسبم مي‌رسد به يك ضامن چاقو كه دسته‌اش را مي‌برد لب حوضي كه داشت مي‌شست شاعری را توي خودش كلمه‌اي بيشتر كمتر جا مي‌گذاشت .... سلام هم قبیله به روزم در زمزمه های شب یلدا منتظرت هستم می‌آیی؟