چشمان تو شناسنامه ی من است


+ از هرکسی رسید کشیدیم سال ها...

از هر کسی رسید کشیدیم، سال ها

افتاد باغ میوه به دست شغال ها

 

پرها شکسته،فرصت پرواز مرده است

خو کرده اند با قفس انگار بال ها

 

آلوده ی شبیم از آنسان که آفتاب

قطعیتی است گم شده در احتمال ها

 

با چشم خویش فاجعه را گریه می کنیم

اما هنوز دلخوش ِ تفسیر ِ فال ها

 

انگار که برای هودت حرف می زنی

گم می شود صدای تو در قیل و قال ها

@@@@

شاعر بس است فکر خودت باش، بی دلیل

هی دست و پنجه نرم نکن با محال ها

 

ما هم ازین به بعد به تجویز دوستان

بُر می خوریم در صفی از بی خیال ها

 

خون روی سنگفرش؟

نه! لبهای یار هست...

جانم فدای غمزه ی چشم غزال ها

 

نویسنده : سید جعفر عزیزی ; ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٦/٦/۳۱
    پيام هاي ديگران()   لینک



color="#99CCFF">كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

&

&