چشمان تو شناسنامه ی من است


+ ...وابستگی بد نیست

إذا الدُّرُّ زانَ حُسنُ وُجُوه

کانَ لِلدُّرّ حُسنُ وَجهِکِ زَینا

وَتَزیدینَ اَطیَب الطّیبِ طیبا

اَن تَمَسّیهِ اَینَ مِثلکِ اَینا؟

...دوگربه ایم که پیچیده ایم باز به هم

اتاق پرشده از شهوت,تن,من و تو

من از تو گیج تو گیج یکی شدن بامن

اتاق پرشده از لکنت, تنِ,  من و تو

توسرگذاشته ای روی سینه ام،قلبم _

پرنده ای که پروپال می زند به قفس

پرازطراوت تکرار نام کوچک تو

که(جان) بگویی و من جان بگیرم از تو ودس _

تم از ترنم دروازه ی بهشت تو خیس

لبم به چشمه ی حیوان تو گره خورده

چقدر زن شده ای زیر قرمز این نور

دلم به زلف پریشان تو گره خورده

تو مثل لذت کشف جزیره ای بکری

به آستان تو نزدیک می شوم هربار

اگرچه زیر و بم این جزیره را بلدم

ازاشتیاق پرم بار اول است انگار_

که دکمه دکمه من از اشتیاق و تو از شرم

گرفته ایم گر و بند آمده نفس و...

چقدر طعم لبت مزه می دهد بگذار_

پرنده ای بشوم بشکنم در قفس و...

تو رودخانه ای ومن کویری از عطشم

نفس نفس پرم از شوق سر کشیدن تو

تنت بهشت برای منی که دوزخی ام

پرازرها شدنم شوق آسمان تن تو

تو آفتابی و من برف کوه های پراو

که ذره ذره مرا آب می کنی در خود

طلسم میکنی و مسخ می شوم ازتو

مرا هر آینه بی تاب می کنی درخود

شلال گیسوی تو صافی تعفن ها

تنت حریم فراموشی من‌ ِ خسته

چه مؤمنانه تنت این بهشت لذت را

سپرده ای به هم آغوشی من ِ خسته

ولو شده تن من روی تخت...سرگیجه...

جنازه ای شده ام روی سینه ی دریا

تو دست می کشی آرام روی پوست من

دوباره وسوسه ام می کنی دوباره مرا...

تهران_گیشا ٢٠ اردیبهشت

نویسنده : سید جعفر عزیزی ; ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۸
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک



color="#99CCFF">كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

&

&