+ حال من خوب است
سلام.بعد از مدتها تردید تصمیم گرفتم مجموعه ای دیگر از کارهایم را به دست چاپ بسپارم.بالطف سیامک بهرام پرور باناشری آشنا شدم و بعد چند بار قول دادن و نرفتن آخر سر کارها رابه ایشان سپردم .امیدوارم به نمایشگاه کتاب برسد.(پشت این غزل مردیست ازهمیشه عاشقتر)شعری از مجموعه ی اولم بخوانید<خرداد٧٩>
...من فکرشعرتازه ی خود،فارغ اززمان
در صندلی رو برویم خانمی جوان
######
شاعرشبیه هیچکسی نیست،وقت شعر-
تنها دو پله فاصله دارد از آسمان
شاعرهمیشه وقت نوشتن نشسته است
در پشت میز ماه کنار ستارگان
گاهی بدون اینکه دلیلی بیاورد
زل میزند به دورترین نقطه ی جهان
یکدفعه بچه میشود و گریه میکند
درخود مچاله میشود انگار ناگهان
دلواپس درخت و غریبی پنجره است
دلواپس کبوتر های بی آشیان
##########
...درروی میز یک گل سرخ است و رفته است
از صندلی روبرویم خانم جوان
