چشمان تو شناسنامه ی من است


+  

 

سلام دوستان !

زبان این شعر

 تعمدا به این صورت انتخاب شده

 واین فقط یک تجربه است

 

زمین دور سرم می چرخد و می چرخد و می چر...

زبانم بند  آمد  هفت بندم  پاره  شـــد یـــکـــســر

همینکه خواستم  جاری کنم نام تـــرا بــــر لــــب

قلم خشکید در دستم  گرفت آتش دل دفــــتـــــر

چه‌آتش بود اینکه چشمهای تو  به جانـــــم  زد

نماد از خر من عمرم بجز یک مشت خاکستـــر؟

گل سرخی است لبهایت، گل آتش سراپایت

نبایدگفـــــت هرگــــز با تو از گل نیز نازکتـــــر 

جنون بی تو بودن کار دستم می دهد این بار

که بخت با تو بودن سخت افتاده است درششدر

دلـــــم می گیرد از ایـــن آفتاب تلخ پاییـــزی

بیفکن سایه برآبـــان من خورشید  شهریور!

ترا در خواب ها یم جستجو می کردم اینک تو

به بیداری کنارم می نشینی نیمه دیگر!

دو خورشیدند در آسمان چشمان پر مهرت

دوتا خورشید کی دیده است در یک آسمان آخر؟

تو می باریدی از ابر نفسهایم در آییـــــنه

خیال توست اینکه می خزد در خالی بـــستر

نمی خواهد ببیند دست ما در هم گره خورده

چه باما می کند این آسمان بی در وپیکر

برای فتح تو ازهفت خوان شب گذشتم تاـ

یچینم میوه ای از آن درخت سبز وبارآور

کدامین باغ از زخم زمستان در امان مانده است

کدامین گل نشد از فتنه باغ خزان پرپر؟

*******

چه بر می آید از این واژه ها تا از تو بنویسم

چه بر می آید از این دست های ناتوان دیگر؟

******

میان ماندن ورفتن دلم سر در گریبانست

(نمی دانم چه خواهد شد نمیدانم چه بایدکرـ

د)اگرقسمت نباشد مال من باشی اگرقسمت ـ

نباشد مال من باشی ...اگرقسمت...اگر ...ا...گر...

*****

زبانم بندآمد هفت بندم پاره شد یکســــر

زمین دور ســرم می چرخد ومی چرخدومی چر...

 

 

نویسنده : سید جعفر عزیزی ; ٩:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٩/٦
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک



color="#99CCFF">كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

&

&