چشمان تو شناسنامه ي من است


+ من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم/که گاه گاه براو دست اهرمن باشد

دوغزل از مجموعه ی چشمان تو شناسنامه ی من است

انتشارات نگیما 1380

شکفته گل به گل باغ از تماشایت

ربوده از کف من صبر،سروبالایت

چه می کند به من آن بوسه های پرهوست

چنین که سرخوشم از لحظه ای تماشایت!

نه سکر هیچ شرابی نه نشئه ی افیون

نکرده بیخودم از خود چنانکه لبهایت

دواستکان غزل عاشقانه می ریزم

سلامتی ِ تو و چشم های زیبایت

شراب تلخ کجا طعم بوسه از تو کجا؟

به وجد آمده جان از نگاه گیرایت

چه نسبت است مرا باتو من خزانم و تو

بهار آویزانست از سراپایت

اسیر سردی دیوارهاست دنیایم

پراست از تپش آفتاب دنیایت

###

تویی تو آن زن رویایی غزلهایم

اگرچه نیستم ای خوب مرد رویایت

بهمن 1378

 

تن تو گرمی دلچسب آفتاب بهار

دوچشم روشن تو؛اتفاق بی تکرار

دریچه واشد و ناگاه در اتاقم ریخت

پرنده پشت پرنده بهار پشت بهار

دقیقه ای که کنارت نشسته ام با شوق

فقط ز عمر همین لحظه میرود به شمار

نیاز نیست به قفل و کلید،یوسف من_

حریف وسوسه هایت نمی شود اینبار

خراب و خسته ام اما پراز ترنم عشق

شکسته بال و پراما از آسمان سرشار

مرارهاکن ازین چارچوب دلهره زا

مرا رها کن ازین رخوت کسالت بار

ببین چه گرد غریبی زدوریت بانو

به روی شانه ی آیینه ها شده آوار

###

مرا ببر به فراسوی هرچه بود و نبود

بگو به من که چگونه است آن سوی دیوار

فروردین 79

نویسنده : سید جعفر عزیزی ; ٤:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱
    پيام هاي ديگران()   لینک



color="#99CCFF">كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ

&

&